بسم رب المهدي
درود بر کسيکه روزي صد بار مرا دعا مي کند
ومن از يک دعا براي او غافلم!
شعبان به میانه می رود ،لحظه ی تولد . شمع ها را روشن کنید ، سجاده ها را پهن کنید و...
انتظار وانتظار وانتظار ... .
به دنیا می نگرم ، کوچک است اما مردانی بزرگ را می بینم که در این دنیای کوچک پرورش یافته اند.زندگان انگار مرده اند اما هنوز عده ای باور دارند که
شهدا زنده اند...
ای مهدی من؛
نه!
ای مهدی تمام عالم!
تو تنها ساقی عشقی و من جام شرابم از عشق تو پر نموده ام وحال مرا نوید این عشق است که روزی جانم را به آتش کشد وجانم در میان سوختن فریاد یا صاحب الزمان برآرد ونوای نام تو برجانم همچون نگین انگشتری سلیمان نبی شود.
ای صاحب الزمان روزها را ضمیمه ی شب های دعایم می کنم ،سحررا با دعا برای تو به سوی صبح سوق می دهم وغروب روزهایم را با مشق انتظار سپری می کنم وتنها یاد توست که بر جانم طنین دل انگیز«اللهم عجل لولیک الفرج» را می نوازد .

