تبليغاتX
.:*ابراهيم در آتش*:.

 

سردار رشید اسلام شهید حسین اسلامی معاون طرح و عملیات تیپ مقدس المهدی(عج)در بهمن 1337 در میان عشایر غیور و آزاده شهرستان فسا دیده به جهان گشود.از مبارزات او بر ضد رژیم ستم شاهی که بگذریم او از اولین کسانی بود که در تشکیل نهاد مقدس سپاه شهرستان و مبارزه با اشرار و قاچاقچیان و مزدوران منافق ضد انقلاب گام به میدان مبارزه نهاد.

در عملیات های متعددی شرکت جست.از جمله عملیات کرخه نور،فتح المبین،بیت المقدس،رمضان،والفجر1، والفجر2، والفجر4،بدر،خیبر و بالاخره در عملیات پیروزمندانه ی والفجر8 در جاده ی فاو_ام القصر بر اثر ترکش خمپاره در تاریخ 26/11/64 به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد.

در دفتر خاطرات شهید راجع به فرزند دلبندش می خوانیم:

به پسرم دروغ نگویید

به پسرم نگویید من به سفر رفته ام

نگویید من از سفر باز خواهم گشت

نگویید زیباترین هدیه را به ارمغان خواهم آورد

به پسرم واقعیت را بگویید

بگویید به خاطر آزادی تو

پریشان شده است

بگویید موشک های دشمن

انگشتان پدرت را در سومار

دستهای پدرت را در میمک

پاهای پدرت را در موسیان

سینه ی پدرت را در شلمچه

چشمهای پدرت را در هویزه

حنجره ی پدرت را در ارتفاعات الله اکبر

هزاران خمپاره ی دشمن

سینه ی پدرت را نشانه رفته اند

در تمام مرزهای غرب و جنوب

اما هنوز ایمان پدرت در تمامی جبهه ها می جنگد

به پسرم واقعیت را بگویید

بگذارید قلب کوچک پسرم ترک بر دارد

و نفرت همیشه ای از استعمار در آن بجوشد

بگذارید پسرم بداند

که چرا عکس پدرش را بزرگ کرده اند

چرا مادر دیگر هرگز نخواهد خندید

چرا گونه های مادربزرگش همیشه خیس است

چرا پدربزرگش همیشه عصا به دست گرفته

چرا عموهایش محبتی بیش از پیش به او دارندو چرا پدرش به خانه بر نمی گردد؟!

خون پدرت را در رودخانه ی بهمن شیر

وقلب پدرت را در خونین شهر پرپر کرده اند

بگذارید پسرم به جای توپ بازی،نارنجک را بیاموزد

به جای ترانه فریاد را بیاموزد

و به جای جغرافیای جهان،تاریخ جهانخواران را بیاموزد

هر روز فانسقه ی پدرش را ببندد

هر روز پوتین پدرش را امتحان کند

هر روز اسلحه ی پدرش را روغن کاری کند

هر روز با قمقمه ی پدرش آب بخورد

به پسرم دروغ نگویید

نمی خواهم آزادی پسرم قربانی نیرنگ جهانخواران باشد

به پسرم واقعیت را بگویید

می خواهم پسرم دشمن را بشناسد

امپریالیسم را بشناسد

استعمار را بشناسد

به پسرم بگویید من "شهید"شده ام

بگذارید پسرم تنها به دریای خون شهیدان هویزه بیندیشد.

+ نوشته شده توسط کوثر در سه شنبه 1386/04/05 و ساعت 21:48 |